در این بحث در نظر داریم تا شما را با تمامی آثار جدی نوشته شده برای این ساز آشنا کنیم.
یکی از مهم ترین عواملی که باعث میشود یک ساز در بین سازهای دیگر مطرح شود تعداد آثار نوشته برای آن ساز می باشد.آثاری همانند کنسرتو ها و Single ملودی های کلاسیک زیبا که اکثرا توسط نوازندگانی که آهنگساز نیز هستند نوشته میشوند.در این قسمت سعی بر آن بوده که به طور کامل تمامی این آثار را با مختصری توضیحات معرفی کرده و نهایتا به درکی کامل از تاریخچه ی اجرایی سازدهنی برسیم.
کنسرتوهای سازدهنی به ترتیب تاریخ اجرا:
قطعه ی: Suite anglaise
آهنگساز : Darius Milhaud
نوازنده ی کار: Larry Adler
تاریخ اجرا: 1942
قطعا Suite Anglaise جزء اولین و زیباترین آثار نواخته شده با سازدهنی میباشد.این قطعه بر روی صفحات گرامافون ضبط شد و در آرشیو EMI جاودانه ماند.
قطعه ی: Street Corner
آهنگساز: George Kleinsinger
نوازنده ی کار:John Sebastian
تاریخ اجرا:1943
این قطعه نیز همانند Suite Anglaise از دو موومان تشکیل شده است که بر روی صفحات گرامافون ضبط شده است.نوازنده ی این کنسرتو از نوازندگان خوب سازدهنی در سبک بلوز نیز بوده و تلاش زیادی برای معرفی این ساز به عالم موسیقی نموده است.
قطعه ی: Concerto for Harmonica and Orchestra
آهنگساز: Norman Dello Joio
نوازنده ی کار:John Sebastian
تاریخ اجرا:1948
این قطعه نیز توسط John Sebastian ر اواخر دهه ی 40 اجرا شد که در واقع خاصیت های یک کنسرتو را نداشت که تصاویر ویدئویی از آن زمان نیز موجود است.
قطعه ی: Concerto for Harmonica and Orchestra
آهنگساز: Alexander Tcherepnin
نوازنده ی کار:John Sebastian
تاریخ اجرا:1953
هیچ Sheet music یا نمونه ی ضبط شده ای برای این اثر وجود ندارد اما چندین آهنگساز و ونوازنده ی که در آن تالار حضور داشتند قسم خورده اند که زیباترین کنسرتویی بوده که شنیده اند.به هر حال در آن سالها که بازار سازدهنی داغ بوده می بایست کنسرتوی زیبایی باشد.
قطعه ی: Concerto for Harmonica and Strings
آهنگساز: Malcolm Arnold
نوازنده ی کار: Larry Adler
تاریخ اجرا: 1954
این قطعه تنها قطعه ای است که تکنیکهای مورد نیاز سازدهنی برای هر بخش را در Sheet کار نوشته است !
این قطعه ی فوق العاده پر آوازه از سه موومان تشکیل شده است که در مورد این کنسرتو نیز به زودی مقاله ای کامل در سایت قرار خواهد گرفت.
قطعه ی: Romance
آهنگساز: Vaughan Williams
نوازنده ی کار: Larry Adler
تاریخ اجرا: 1955
قطعا Romance معروف ترین قطعه نوشته شده برای سازدهنی است.به دلیل معروف بودن آهنگساز کار که پروفسور و استاد دانشگاه یکی از بهترین کالج های موسیقی بود و محل اجرای این کنسرتو{رویال آلبرت}بسیار قطعه بزرگی به چشم آمد.این قطعه جز سخت ترین قطعات برای اجراست و شاید در نگاه اول آنچنان زیبا به نظر نرسد در صورتی که با گوش کردن هر چه بیشتر به این قطعه بیشتر به آن علاقه مند میشوید.هنوزم این قطعه جز بزرگترین آثار برای فروش در Amazon است.
قطعه ی: Concerto for Harmonica and Strings
آهنگساز: Heitor Villa Lobos
نوازنده ی کار: Larry Adler,John Sebastian
تاریخ اجرا: 1955
زمانی که Villa Lobos با Larry Adler آشنا میشود و او را به صرف نهار دعوت میکند.پس از صرف نهار او از Larry میخواهد تمامی ضعف ها و قدرت های این ساز را به او نشان بدهد تا او کنسرتویی برای سازدهنی{مخصوص سازدهنی}بنویسد.Larry Adler هم همین کار را میکند و چندین سال به انتظار مینشیند.اما امان از وسوه ی پول که باعث میشود Villa Lobos این کنسرتوی فوق العاده زیبا و جدی برای عالم موسیقی را به نوازنده ی دیگری{John Sebastian} که توان و مهارت Larry را نداشت بسپارد.خوشبختانه یا متاسفانه آن نوازنده فوت میکند و فقط میتواند چند بار قبل از مرگش این کنسرتو را در چند سالن به اجرا در آورد.در سال 1998 که حق مولف این اثر بزرگ به اتمام میرسد{پس از مرگ تا سی سال نمیتوان اثر آهنگسازان وشاعران را به رایگان وبدون اجازه از خانواده ی او اجرا کرد.در واقع این اثر میراث بزرگی برای فرزند این آهنگساز بزرگ که خود رهبر ارکستر است بود.}Larry Adler تصمیم به اجرای آن میگیرد ولی چون پیر شده بود تصمیم میگیرد اجرای آن را به یک نوازنده جوان بسپارد.
قطعه ی: Prelude and Dance for Harmonic and Orchestra
آهنگساز:Robert Farnon
نوازنده ی کار: Tommy Reilly
تاریخ اجرا:1956
این قطعه که نیازی به معرفی ندارد.از زیباترین کنسرتوهای موجود در آرشیو موسیقی من ! به زودی در مورد Malcolm Arnold و Robert farnon و کنسرتوهای آنها به همراه Music Sheet این دو اثر پستی کامل در وبلاگ خواهم داد.
قطعه ی: Concerto for Harmonica and Strings
آهنگساز: Michael Spivakovsky
نوازنده ی کار: Tommy Reilly
تاریخ اجرا: 1956
Tommy Reilly در Ontario کانادا به دنیا آمد.او در 8 سالگی یادگیری ویولون را شروع کرد و در 11 سالگی سازدهنی را جایگزین ویولون کرد.در سال 1953 او با خانواده اش به لندن آمد اما متاسفانه او را در اوایل جنگ جهانی دوم دستگیر و به یک اسارتگاه بردند اما با این حال او از این ساز دست نکشید و کم کم با ساز کروماتیک خود تبدیل به یکی از بهترین نوازندگان سازدهنی در جهان شد.از مهمترین قطعات نوشته شده برای تامی این کنسرتو بود که آهنگساز نچندانی معروفی به نام Michael Spivakovsky آن را نوشته بود که واقعا کنسرتوی زیبایی بود اما توجه چندانی بدان نشد.بیوگرافی کامل Tommy Reilly و Spivakovsky به زودی پست خواهد شد وبه این قسمت لینک داده خواهد شد
قطعه ی: Divertimento
آهنگساز: Gordon Jacob
نوازنده ی کار: Larry Adler
تاریخ اجرا: 1957
از کارهای زیبای Larry adler میباشد که در میان قطعات دیگر چندان محبوب و معروف نشد.میتوانید تمامی اطلاعات مربوطه را در سایت
آهنگساز مشاهده کنید.
قطعه ی: Toledo, Spanish Fantasy for Harmonica and Orchestra
آهنگساز: James Moody
نوازنده ی کار: Tommy Reilly
تاریخ اجرا: 1968
James Moody خود نیز در اجراهای Reilly نوازنده ی پیانو بود و بعد از 5 سال همکاری با وی تصمیم به نوشتن این کنسرتو نمود.
قطعه ی: Concerto for Harmonica and Strings
آهنگساز: Henri Sauguet
نوازنده ی کار: Claude Garden
تاریخ اجرا: 1970
میتوان گروه Claude Garden را جزء 3 گروه سازدهنی برتر در تاریخ سازدهنی دانست.در اجراهای این گروه تکنیکهای زیادی را مشاهده نخواهید کرد اما با این حال قطعات موسیقی را کاملا دلنشین اجرا میکردند.این کنسرتو نیز از سه موومان تشکیل شده است که بسیار دلنشین است.
قطعه ی: Concerto for Diatonic Harmonica
آهنگساز: Howard Levy And Tod Levy
نوازنده ی کار: Howard Levy
تاریخ اجرا: 2001
اگر بخواهیم منصفانه در مورد Howard Levy سخن بگوییم وی نیز همانند Gianluca Liteera از نوازندگان و تنظیم کنندگان چیره دست قرن حاضر است.به امید اینکه آثار بهتری را از وی شاهد باشیم.
لینک دانلود دموی این کنسرتوی زیبا که در سه موومان اجرا میشود را میتوانید در
سایت نوازنده دانلود کنید.
توضیحات: تمامی کنسرتوها به جز کنسرتوی آخر که اولین کنسرتوی سازدهنی دیاتونیک است برای سازدهنی کروماتیک نوشته شده اند.
همانطور که میدانید تمامی قطعات کلاسیک اجرا شده تنها توسط نوازنده ی سازدهنی اجرا نشده اند ! منصفانه نیست اگر ما نیز همانند دیگر وب سایت ها نقش ارکستر را از یاد ببریم و در قسمت نوازنده کار فقط نام تکنواز را ببریم و از وی یاد کنیم.شاید در بعضی موارد نقش Conductor از تکنواز مهم تر نیز بوده است.مخصوصا در مواردی که آهنگ کاور است ونیاز به تنظیم مجدد دارد.در این گونه موارد رهبر ارکستر خودش ارکستر را تنظیم و کاور میکند و چنانچه نوازنده ی سازدهنی نتواند ملودی را برای سازدهنی تنظیم کند رهبر تنظیم ملودی را نیز خود به عهده میگیرد.
یکی از بهترین (و شاید بهترین) Conductor های قرن بیستم که تمامی تلاش خود را نمود تا صدای سازدهنی همراه با ارکستر پر آوازه شود شخصی بود به نام Douglas Gamley که میشود گفت 30% کنسرتوهای نامبرده و بسیاری از آهنگهای کلاسیک سازدهنی و ارکستر را رهبری کرده است.وی در سال 1924 در استرالیا به دنیا آمد واولین آشنایی وی با سازدهنی در سال 1954 بود که در آن زمان همراه با Larry Adler کنسرتوی Malcolm Arnold را اجرا کرد.در آن سال وی چنان عاشق اجراهای Harmonica & Orchestral شد که قطعه بسیار پرآوازه ی Romance را نیز در سال 1955 به همراه همان نوازنده(با گرفتن کمک از ارکستر بی بی سی) اجرا کرد.
وی به همراه ارکستر خود صدایی را ایجاد می کرد که به بیان Larry Adler در هنگام شنیدن آن صدا به تنها چیزی که فکر میکنید پرواز است !
بعد از اجراهای بسیار زیبای وی و ارکستر 22 نفره اش مقام رهبری مالتی ارکستر لندن (London orchestra symphony)را به وی سپردند.هم اکنون این ارکستر دومین ارکستر برتر این دهه می باشد.
Douglas Gamley از آهنگسازان نامی در عرصه ی ساخت موزیک برای فیلمهای هالیوود نیز بوده است.از آشناترین کارهای وی که قطعا تمامی خوانندگان این مقاله آنها را شنیده اند آهنگ کنسرتو آرانخوئز و در واقع تمامی اهنگهای آلبوم
The Genius of Larry Adler بوده است که به جرات میتوان گفت تنظیم و اجرای ارکستر وی از اجرای سازدهنی در آن آلبوم توسط Larry Adler مهم تر و زیباتر بوده است.به نمونه ای از از اجراهای ارکستر
Douglas Gamley همراه با سازدهنی گوش کنید.
آیا سازدهنی را می شناسید؟ دیدگاه ما ایرانیان نسبت به این ساز چگونه است؟ یک اسباب
بازی برای دوران کودکی؟ یا شاید هم سازی همیشه در جیب گاوچران ها؟
در سلسله
مقالات کنسرتوهای سازدهنی سعی ما بر آن خواهد بود که در مورد این ساز و نقش آن در
موسیقی کلاسیک بیشتر صحبت شود تا بدانیم که این ساز تا چه حدی عجیب و توصیف ناپذیر
است!
آن چنان عجیب که از آرتور بنجامین نقل شده که در هنگام نوشتن کنسرتوی
سازدهنی و تنظیم آن برای سازدهنی از حیث عجیب بودن این ساز به خدا پناه برده است.
در این مطلب اشاراتی به چگونگی خلق این اثر و آشنایی با آهنگساز و نوازنده ی
این کار خواهیم کرد.

آرتور بنجامین (Arthur Benjamin) در سال 1893 در
استرالیا به دنیا آمد و از سن 18 سالگی برای ادامه تحصیل در رشته موسیقی رهسپار
انگلستان شد. او یک پیانیست سرشناس و از بزرگترین آهنگسازان و رهبران ارکستر در
عالم موسیقی است. او غیر از تصنیف قطعات مختلف برای ارکسترها ، از پیشگامان عرصه
موسیقی فیلم در انگلستان به شمار می رود و افتخار همکاری با آلفرد هیچکاک را در
فیلم "مردی که زیاد می دانست" (سال 1934) در کارنامه خود دارد. وی در سال 1938 و در
سن 45 سالگی معروف ترین اثر خود را خلق نمود. نام این قطعه بسیار زیبا Jamaican
Rumba است (رومبا نوعی رقص بومی در آمریکای لاتین است و به خصوص در کوبا رایج است).
این آهنگ ابتدا در سال 1938 برای اجرا توسط 2 پیانو نوشته شد و توسط ارکستر سنفونیک
BBC اجرا و ضبط شد و آرتور بنجامین برای نوشتن آن از 2 آهنگ فولکلوریک کشور
جاماییکا به نام های Hold 'im Joe و Linstead Market استفاده کرده بود. این آهنگ
بعدها توسط هنرمندان مختلفی اجرا شد که در بین آنها می توان به اجرای Larry Adler
با سازدهنی کروماتیک و اجرای Jascha Heifetz با ویولون هم اشاره کرد.
البته قابل ذکر است که دولت جاماییکا بابت به کار بردن نام کشورشان در عنوان این
اثر به وی هدایایی به رسم یادبود اهدا کردند. علاقه ی شدیدی که Benjamin با شنیدن
اجرای Larry Adler به سازدهنی پیدا کرده بود باعث شد که تصمیم به نوشتن یک کنسرتو
برای این ساز بگیرد(البته برای نوازنده ی محبوبش یعنی Larry Adler ).
تا آن
زمان تنها معدود کارهایی با این ساز اجرا شده بود که با وجود محدود بودن از نظر
کمیت از کیفیت خاصی برخوردار بود. به طور مثال در آن زمان قطعه ی Suite Anglais از
آهنگساز چیره دستی به نام Darius Milhaud و اجرای آهنگهایی در فیلم Music for
Millions که هر دو توسط Larry Adler اجرا شده بودند ، توجه تمامی آهنگسازان
ونوازندگان را به خود جلب نموده بود.
تا اینکه وی پس از سالها و بعد از گذشت 10
سال پس از نوشتن کنسرتویی برای Viola & Piano که قطعه ی بسیار زیبا و شنیدنی
است وپس از کسب تجربه در زمینه های مختلف در سال 1953 قطعه ی Concerto For
Harmonica را به اتمام رساند. این قطعه تقریبا در بین سالهای 1956 تا 1958 توسط
سازدهنی Larry Adler و ارکستر London Symphony Orchestral به رهبری Basil Cameron
اجرا شد.
در اینجا بهتر است تعریفی از کنسرتو داشته باشیم. كنسرتو عبارت است از
قطعه اي موسيقیايي كه براي يك ساز يا چند ساز با همراهی اركستر نوشته شده باشد. در
اين شكل از موسيقي ساز تك نواز{در این جا سازدهنی} با اركستر به گفتگو ميپردازد.
كنسرتو از همان سبك سونات پيروي مي كند كه از سه يا چهار موومان يا قسمت تشكيل شده
است که در اواخر نخستين موومان زماني فرا ميرسد كه تكنواز بدون همراهي اركستر به
بداهه نوازي مي پردازد و توانايي ومهارت خود را در نوازندگي به نمايش مي
گذارد.
از نکات و اتفاقات مربوط به این کنسرتو میتوان به موارد زیر اشاره
کرد:
1-اجرای Once و Live این قطعه { بدون تکرار ضبط !}
2-اجرای بدون تپق
ارکستر و اجرای بدون اشتباه از تک نواز این کنسرتو Larry Adler (در واقع این از
افتخارات هر کنسرتوی زنده ای به شمار می آید)
3-ثبت این اثر در دفتر Official
Concertos For All Instruments
شایان ذکر است که این کنسرتو از سه Movement
(موومان) و به ترتیب زیرتشکیل شده است:
Romanza(6:31)-1
Canzona Semplice(5:51)-2
Rondo amabile(5:36)-3
همانطور که مشاهده میکنید روی هم رفته این کنسرتو 18 دقیقه ای زمان دارد که در نوع خود با توجه به سه موومانی بودن آن منحصر به فرد است.
همانطور که مشاهده میکنید روی هم رفته این کنسرتو نزدیک به 18 دقیقه زمان دارد که
در نوع خود با توجه به سه موومانی بودن آن منحصر به فرد است.
از زیبایی های این
کار می توان به قسمتهای آغازین Romanza و قسمتهای پایانی Rondo Amabile که بسیار
زیبا وشنیدنی هستند اشاره کرد. Movement اول که همان Romanza نام دارد از نظر خود
Larry adler زیباترین Movement است که دلیل انتخاب این قسمت برای آپلود در سایت نیز
همین مساله بوده است.
{به قسمتهای آغازین
Romanza گوش کنید}
در مورد اجرای آن نیز باید این نکته را در نظر داشت که با توجه به نت های روی هم
سوار شده بر روی Tablature این اثر میتوان به منظور اصلی آهنگساز از خلق این اثر پی
برد. با نگاهی اجمالی به کنسرتوی Villa Lobos میتوان فهمید که وی کنسرتوی خود را
مانند قطعه ای زیبا و دل انگیز نوشته است در حالی که Benjamin این کنسرتو را برای
نشان دادن قدرت نوازندگی تک نواز و پتانسیل های سازدهنی برای اجرای سبکهای مختلف
نوشته است.
در مجموع ، این کنسرتو را می توان یکی از شاخص ترین آثاری دانست که
برای سازدهنی نوشته شده است. Robert Bonfiglio (نوازنده معروف) ضمن تحسین و تمجید
این کنسرتو آن را یکی از "آخرین آثاری که اجرا خواهد کرد" دانسته است.
از Larry
Adler نقل شده است که تنها هدف Benjamin از خلق این قطعه اعاده ی حیثیت از سازی به
ناحق در کنار گذاشته شده بوده است! (به نقل از مصاحبه وی که برای فیلم Genevieve
صورت گرفته است).
در این مطلب سعی بر این خواهد بود تا به طور خلاصه به تاثیراتی که سازدهنی در 80
سال اخیر بر روی موسیقی و همچنین فیلمهای موزیکال در آمریکا گذاشته است بپردازیم.
همانطور که می دانید فیلمهای موزیکال فیلمهایی هستند که معمولا از سبک درام یا کمدی
پیروی نموده و مبنای اصلی این فیلمها اجرای آواز و موسیقی می باشد . گذشته از
هنرنمایی بازیگرانی که در زمینه خوانندگی یا نوازندگی استعداد خاصی دارند ، گاهی در
چنین فیلمهایی شاهد حضور خوانندگان ، نوازندگان وآهنگسازان بزرگ در نقشهایی
دراماتیک و یا حتی کمدی هستیم که با خواندن آواز یا نواختن ساز توجه تماشاچیان را
بیش از پیش معطوف به فیلم می نمایند.

از نمونه فیلمهای موزیکال موفق میتوان به فیلم Grease و فیلم Cheek to Cheek اشاره
کرد که در هر دو فیلم بزرگترین نوازندگان جهان موسیقی بر روی صحنه ایفای نقش
میکنند.
در چنین فیلم هایی نوازندگان از سازهایی دوست داشتنی همانند ویولون و
ترومپت و دیگر سازهای تاثیر گذار بهره برده اند اما شاید تاثیر گذار ترین ساز بر
رویِ تماشاچیان و علاقه مندان به سینما سازدهنی بوده است.
آنچنانکه از Sting
نقل شده است که هیچ سازی همچون سازدهنی نتوانسته در قلب بشر رخنه کند.
این
مطلب را می توان به راحتی از استفاده ی بیش از حد کارگردان ها و نمایشنامه نویسان
عصر حاضر در کارهایشان از سازدهنی متوجه شد. در گذشته و امروزه فیلمهای موزیکال و
موسیقی متن فیلم ها باعث شده است که نوازندگان این ساز پا به هنر سینما گذارند و
ارتباط نزدیکی با کارگردانها و بازیگران پیدا کنند. در نتیجه اگر شما نیز تصمیم به
یادگیری این ساز دارید پیشنهاد می کنیم با اراده ای قوی شروع به یادگیری کنید و سعی
کنید بیشتر تلاش کنید ، چه بسا شما نیز روزی از طرف یک کارگردان به بازی در فیلم و
یا از طرف آهنگسازی به نواختن قسمتی از ملودی برای موسیقی متن یک فیلم دعوت شدید
!
گذشته از این نباید نقش سازدهنی بر روی DUBBING را نیز فراموش کرد.
DUBBING مسئله ای است که در سینمای کشور ما نیز مرسوم شده است که به معنی لب زدن یک
بازیگر فیلم در نقش خواننده بر روی صدای خواننده ای واقعی است. البته این مسئله
تنها معطوف به مقوله آوازخوانی نمی شود بلکه در زمینه ی نوازندگی نیز این چنین است.
طبعا هر چه یک ساز جذاب تر و جالب تر باشد اجرای DUB آن نیز بیشتر است که این در
مورد سازدهنی و ویولون کثرت بیشتری دارد. نواختن سازدهنی به صورت DUB توسط شادمهر
عقیلی در فیلم شب برهنه (که البته صدای شبیه سازی شده سازدهنی با کیبورد است) و
نواختن سنتور و سازدهنی و استفاده از صدای محسن چاووشی توسط بهرام رادان در فیلم
سنتوری نمونه هایی از DUB در کشور ما هستند.
{به قسمتی از Dubbing در شب برهنه توجه کنید}
همانطور که می دانید برادران ادلر چندین بار در فیلم های موزیکال شرکت داشته و برای
بازیگران بزرگی DUBBING انجام داده اند. به طور مثال در فیلم موزیکال Pot 'O Gold
(1942) ، آقای Jerry Adler برادر کوچکتر Larry Adler نحوه به دست گرفتن سازدهنی و
نمایش به ظاهر نواختن آن را به شکل صحیح به James Stewart بازیگر معروف آمریکایی
آموزش داده است و قطعه ای را به آهنگسازی یک آهنگساز ایتالیایی اجرا کرده است که در
نهایت دوست داران فیلمهای Stewart شاهد یک DUB فوق العاده زیبا و حرفه ای در آن
سالها بوده اند.
{به قسمتی از فیلم Pot o' Gold توجه کنید}
در ضمن James Stewart پیانیست قابلی نیز بود و احتمالا علاقه مندان سینما اجراهای
زیبای او را در فیلم هایی مانند Anatomy of A Murder به همراه Duke Ellington
اسطوره موسیقی Jazz هنوزبه خاطر دارند.
در همین سالها که نقش سازدهنی در DUB پر رنگ تر شده بود Larry adler در حال ایفای
نقش در فیلمهای موزیکال بود و با درخشش خود در این فیلمها مخصوصا فیلم Three Daring
Daughters توانست این ساز را بیشتر به عالمیان بشناسد. هر چند که وی پیش تر از این
در سال 1942 قطعه ی Suite Anglais به آهنگسازی Darius Milahaud را در چندین تالار
بزرگ موسیقی اجرا کرده بود که شایان ذکر است این قطعه زیبا از اولین قطعات جدی ضبط
شده با سازدهنی می باشد که بر روی صفحات گرامافون ضبط شده است.*
تنها تفکر
Larry Adler در آن زمان ارائه چیزی جدید و یا کاری خارق العاده بود تا بتواند به
ارزشهای این ساز بیافزاید و سازدهنی را از آنچه هست دوست داشتنی تر و جذاب تر
نماید. از بزرگترین کارهایی که Larry Adler برای دو چندان شدن زیبایی این ساز انجام
داد نواختن همزمان پیانو و سازدهنی بود که تا آن زمان سابقه نداشت. شایان ذکر است
که آلبومی به نام Piano Roll Recordings با دو نوازی های ادلرمنتشر شد که متاسفانه
به دلیل تبلیغ کم و انتشار محدود ، تنها 1000 نسخه از آن به فروش رفت. در همین حال
که دو نوازیهای وی در سال 1950 زبانزد عام و خاص بود وی به فکر خلق تکنیک های
بیشتری برای سازدهنی بود. و نهایتا در آن سالها از دیگر دستاوردهای وی ایجاد چند
تکنیک ناب بود که باعث تغییر طنین و صدای سازدهنی میشد که در واقع همین مسئله باعث
متفاوت بودن صدای ساز او با دیگر نوازندگان بود. این تکنیک ها شامل چند تکنیک
Breathing و چندین تکنیک تغییر صدای ساز با دست بود.
مجموعه ی تکنیک های
Larry Adler در کتابی که در زمینه ی لطایف و نحوه ی بازگو کردن لطیفه ها بود (
Larry Adler انسان بسیار شوخ طبعی بود و همیشه مایه تفریح و سرگرمی اطرافیانش بود)
، به شکل پیوست برای دوستداران سازدهنی گرد آوری شده بود که البته این پیوست اضافی
که باعث افزایش قیمت کتاب از 20 دلار به 28 دلار میشد و فقط از کتابخانه های لندن و
چند کشور آمریکای جنوبی قابل دسترسی بود. به زودی در زمینه ی این تکنیکها در همین
وب سایت مطالبی به صورت آموزش عملی قرار خواهد گرفت.
به نمونه ای از اجرا های
همزمان Lary Adler بر روی سازدهنی و پیانو توجه کنید:
{ نمونه ای از دو نوازی های Larry Adlerبه همراه یک از تکنیکهای نفس دهی}
اجرای کنسرتوی هارمونیکای Benjamin و قطعاتی همچون Romance که نیاز به معرفی ندارند
باعث شد سازدهنی رفته رفته جایگاه خود را در موسیقی کلاسیک هم محکم نماید!
این
کنسرتو ها در کنار آن اجراهای Larry Adler که با نوازنده پرآوازه ی گیتار در سبک
جَز (Jazz) به نام Django Reinhardt اجرا شده بودند ، بار دیگر اقبال بزرگان موسیقی
را به سازدهنی متوجه ساخت. همچنین در این سال ها گروه Harmonicats نیز قطعات زیادی
را همچون Peg 'O My Heart ، Malaguena و Swan lake به صورت گروهی با سازدهنی اجرا
کردند که با استقبال خوبی در بین مردم مواجه شد. البته نباید نقش Bob Dylan خواننده
و نوازنده ی سبک Folk را در به شهرت رساندن این ساز در ده 1960 فراموش کرد. آهنگ
های مختلفی که وی در آن سال ها با استفاده از گیتار و سازدهنی به صورت زنده و
استودیویی اجرا می کرد ، نقش زیادی در همه گیر شدن دوباره سازدهنی در بین جوانان
داشت.
در سالهای بین 1960 تا 1980 نیز اثرات بسیار زیبایی توسط نوازندگانی
همچون Tommy Reilly و Stevie Wonder اجرا شد که از نمونه ی آنها میتوان به کنسرتوی
Farnon اشاره کرد.
اما از دهه ی 80 به بعد کم کم افت بسیار شدیدی در انتشار
آلبوم های سازدهنی دیده شد که بعضی از بزرگان از آن به دوره رکود سازدهنی نام برده
اند. این موضوع تا حدی به آموزش نادرست این ساز پس از این سالها باز می گردد.
همانطور که می دانید در سال های اخیر کتاب هایی کم ارزش و کم اعتبار و همچنین برخی
وب سایت های آموزش موسیقی اقدام به آموزش تکنیکهای سازدهنی به شکل غلط یا غیر اصولی
و در نتیجه سر در گم کردن نوازندگان تازه کار نموده اند که طبعا مانع از پیشرفت
نوازندگان به سطوح عالی تر نوازندگی می شود.
همین مسئله تا جایی ادامه پیدا
کرد که دیگر سازدهنی به شکل یک اسباب بازی ناکارآمد در اسباب بازی فروشی ها در آمد
که دیگر حتی توسط کودکان نیز مورد توجه قرار نمی گرفت !
در واقع سازدهنی از
مرحله عزت و افتخار به دوران ذلت و پستی رسیده بود ! همانطور که Jerry Adler میگوید
: "دنیای سازدهنی نیاز به انقلابی دوباره دارد و این تمام وصیت من است".
ما نیز
امیدواریم این آموزش و طرز فکر غلط از دنیای سازدهنی و مخصوصا در کشور عزیزمان که
این مسئله در آن بسیار شیوع یافته ریشه کن شود و تحولی بزرگ به آن گونه که باید در
زمینه آموزش سازدهنی و معرفی قابلیت های کم نظیر آن به علاقه مندان موسیقی شکل
گیرد.
گردآورنده : حسین احمدی منابع:
کتاب هنر سینما - دیوید بوردول
مکاتبه ای چند با Jerry Adler و Sting
*
در صورت تمایل میتوانید با هماهنگی با وب مستر سایت یک کپی از آن صفحه را تهیه
کنید{تنها سه نسخه برای فروش موجود است}.